
![]() |
![]() |
|
| نازنینم : دوستت دارم کمتر از خدا و بیشتر از خودم چون به خدا ایمان دارم و به تو احتیاج!! |
|
سلام خدمت همه مامانهای مهربون و عزیز
امیدوارم تعطیلات آخر هفته خوبی رو گذرونده باشید - ما هم از این فرصت سه روزه استفاده کردیم و رفتیم به دامن زیبای طبیعت - هر چند یه کم هوا سرد و بارونی و تگرگی شد ولی لذت بخش بود.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه نهم اردیبهشت 1391ساعت 9:36 توسط mamane nazanin |
|
|
امروز به سلامتی برای کلاس اول در دبستان مروا ثبت نام کردم .
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391ساعت 15:26 توسط mamane nazanin |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم اردیبهشت 1391ساعت 16:6 توسط mamane nazanin |
|
|
در حالی ماه فروردین رو پشت سر می گذاریم که هنوز هم صبحها داریم از سرما می لرزیم . این هوای سرد باعث شده که همش فین فینمان به راه باشه و عطسه و سرفه هم همینطور
آخر هفته ها اکثرا خونه ایم به جز این آخرین پنج شنبه فروردین که با دخترعمو نیر رفتیم بهشت زهرا و از اونجا هم بوستان ولایت و قلعه شادی . تو مدرسه هم خانوم معلم البته اگه چشم نخورن بایدبم هر روز بهشون تکلیف می دن تا بنویسن و یه کم دستشون راه بیافته - در راستای ثبت نام کلاس اول نیز یه مدرسه رو در نظر گرفتم که امروز و فردا قراره برم ثبت نام
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دوم اردیبهشت 1391ساعت 16:22 توسط mamane nazanin |
|
|
سلام خدمت همه مامانهای مهربون و بچه های گلشون
امیدوارم سال خوب همراه با موفقیت - سلامت - برکت - سعادت - خوشبختی - پیروزی و .... داشته باشید. ما امسال سال تحویل رو در کنار حرم امام هشتم بودیم و برای شادی و سلامت همه بچه ها دعا کردیم . تو مشهد خونه دخترخاله لیلا و پریای عزیز بودیم و حسابی بهشون زحمت دادیم و فکر می کنم به نازنین بیشتر از همه ما خوش گذشت چون عاشق پریا جونشه - از روز ۲۹ اسفند تا ۶ فروردین رو مشهد بودیم یه روز هم به اتفاق دخترخاله فرزانه و مهدیه جون و .... رفتیم میامی - امامزاده یحیی - که خیلی خوب بود . دست دخترخاله فرزانه هم درد نکنه یه روز هم رفتیم الماس شرق که یه پاساژ بزرگ بود و از شهربازیش لذت بردیم . یه روز هم تولد و سالگرد ازدواج سعیده جون و آقا محسن بود که باز هم از روزهای به یادماندنی شد واسه مون .
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم فروردین 1391ساعت 12:14 توسط mamane nazanin |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
من پريسا هستم مامان نازنين سادات كه خدا 18 تير 1385 اين گل بهشتي رو بهم هديه كرد. به اندازه يك دنيا دخترم رو دوست دارم و اينجا مي خوام از كارها و شيرين كاريهاش بنويسم كه شايد يادگاري باشه براي وقتي كه بزرگ شد.
از تو گلخونه دنيا - ميون اين همه گلها - قسمت ما هم چنين بود نازنين تو شدي گل ما |
|
RSS
|