






![]() |
![]() |
|
| نازنینم نازنینم - حالا محتاج به اینم - لحظه ای بی تو نباشم - نذار اشکاتو ببینم |
|
(دعای والدین در خانواده ) خدایا ،خدای بخشنده ومهربان ! به من کمک کن تا فرزندم رادرک کنم ،با صبر به سخنانشان گوش فرادهم وبامهربانی به سئوالا تش پاسخ گویم . مرا از قطع کردن سخنانش ،پاسخگوئی نا مناسب به او بر حذ ر دار مرا آنقدر با او باادب بنما که من می خواهم او با من با ادب باشند . به من کمک کن هیچگاه بی جهت احساسات فرزندم را جریحه دار نسازم ،مرا از تمسخر ، خندیدن به او وشرمند ه ساختن او بر حذر دارومراهدایت کن که هر آنچه می گویم را عمل کنم چراکه درستی شادی به همراه دارد . خدایا به من یاری ده تامنصف ودرستکار باشم ،آنقدرباملا حظه وقابل معاشرت با فرزندم باشم که احترامی بی ریا برایم قائل باشند. خدایابه من آرامش ،توازن وخویشتن داری عطا فرما،به گونه ای که قضاوت وپیمانهای بزرگسالان را به او تحمیل نکنم وفرصت فکر کردن انتخاب کردن واتخاذ تصمیم رااز او نگیرم (آمین) |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 12:3 توسط mamane nazanin |
|
|
سلام خدمت همه دوستان عزیزم
حال ما خوبه الحمدالله فقط یه سری مسائل و مشکلات باعث شده تا نتونم بیام آپ کنم و یا به شما دوستای گلم سر بزنم . تو این چند روز سرمون خیلی شلوغ بوده می دونید چرا ؟؟؟؟؟ - از یه طرف : در اداره کار جابجایی طبقاتی داشتیم و به همین دلیل اینترنت قطع بود - بعضی روزها از ساعت ۳۰/۶ صبح تا ساعت ۳۰/۷ شب نازنینم رو نمی بینم و همش تو اداره هستم . آخه این انصافه ؟؟؟؟؟؟ - از طرف دیگه : پدر به علت مشکل قلبی که براشون پیش اومده در بیمارستان هستند دکتر گفته باید آنژیوکت بشوند . - از یه طرف دیگه : داریم اسباب کشی می کنیم خونمون حسابی بهم ریخته است . - تازه باید پروژه مهدکودک رو هم به همین زودی ها آغاز کنیم . برامون دعا کنید تا بتونیم این همه این مسائل رو به خیر و خوشی انجام بدیم . |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 11:30 توسط mamane nazanin |
|
|
بابا برزرگ مهربون و بابایی جونم روز پدر رو تبریک می گم و براتون آرزوی سلامتی دارم . «نازنین سادات» فرا رسیدن سیزدهم رجب ، ولادت فرخنده مولای متقیان، امیر مومنان علی بن ابی طالب علیه السلام خدمت تمامی دوستان و عاشقان تبریک و تهنیت باد! باشد که رهروان راستینی برای ان بزرگوار باشیم. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 11:19 توسط mamane nazanin |
|
|
مامانی بازم مثل همیشه من و نازی رو شرمنده کردند
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 10:5 توسط mamane nazanin |
|
|
دختر نازم تولد ۲ سالگیت مبارک
عزیزم امسال شرایط روحی مامی اصلا مساعد نیست و نمی تونم برات جشن تولد بگیرم اما اینو بدون که خیلی برام عزیزی و بدون تو زندگی برام محاله . متاسفانه امسال شرایط بگونه ای شده که از نظر خانوادگی مشکلات زیادی پیدا کرده ام . تو اداره هم اوضاع اصلا مساعد نیست و من مجبورم از صبح ساعت ۳۰/۶ تا عصر ساعت ۳۰/۳ یا ۴ سر کار باشم و از دیدنت محرومم . اما اینو بدون که هر جا که باشم فکرم پیش توست و یه لحظه از یادم دور نمی شی - عشقم عمرم وجودم و تمام زندگیم تویی تنها دلیل بودنم و خلاصه همه چیزم . نازنینم در دو سالگی تقریبا همه کلمات رو ادا می کنی درست مثل طوطی . وقتی بابایی ازت می پرسه چند تا منو دوست داری می گی ده تا . عاشق اسب سواری هستی و بعداز ظهر ها حتما باید دو دور سوار بشی - البته به اسب می گی است عاشق بستنی هستی و روزی یه دونه رو حتما باید بخوری به بستنی می گی استنی نمی شه گفت چه غذایی رو بیشتر دوست داری ولی هویج رو با پلو بهتر از بقیه غذا ها می خوری . مثل خانم دکترا گوشی رو می گذاری روی گوشت و شکم مامان رو معاینه می کنی آمپولم خوب می زنی از گذاشتن عکس هم معذورم چون کامپیوترم خرابه و نمی شه عکس دانلود کرد . |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 8:23 توسط mamane nazanin |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من پريسا هستم مامان نازنين سادات كه خدا 18 تير 1385 اين گل بهشتي رو بهم هديه كرد. به اندازه يك دنيا دخترم رو دوست دارم و اينجا مي خوام از كارها و شيرين كاريهاش بنويسم كه شايد يادگاري باشه براي وقتي كه بزرگ شد.
از تو گلخونه دنيا - ميون اين همه گلها - قسمت ما هم چنين بود نازنين تو شدي گل ما |
|
RSS
|