![]() |
![]() |
|
| نازنینم نازنینم - حالا محتاج به اینم - لحظه ای بی تو نباشم - نذار اشکاتو ببینم |
|
در سال 86 كارهاي زيادي رو شروع كردي به انجام دادن – حرف زدن : دَدَ – بابا – مَ مَ – جيغ – و گاهي كه نمي توني حرفت رو بهمون بفهموني شروع مي كني به غر زدن – وقتي كتاب رو جلوت باز مي كنم شروع مي كني به خوندن و شعرهايي مي خوني كه برامون نامفهومه – يه روز جمعه كه با بابايي داشتيم مي برديمت پارك تو كالسكت شروع كرده بودي به شعر خودن و دل من و بابايي رو بردن حركات و جابجايي : با انگشت اشاره ات تازه ياد گرفتي كه همه چيز رو نشون بدي – حركات ريز رو هم با اين انگشتتت انجام مي دي – انگشتت رو تو دهن ماماني مي كني (ياد فيلم صمدآقا مي افتم) – وقتي برات آهنگ مي زارم همونطور كه انگشتت رو بالا گرفتي بدنت رو هم تكون مي دي – غذاي خوشمزه ماماني رو هم كه نوش جون مي كني سرت رو به علامت به به تكون مي دي –كم كم سعي مي كنم تا ايستادن رو ياد بگيري و تو هم همش تنبلي مي كني و وقتي مي شيني زمين ديگه پا نمي شي – موقع نون خوردن تيكه نونت رو تو دهن هر كس كه پيشت باشه مي كني و مي گي تو هم بخور ! وضعيت جسماني : وزن : 8 كيلو – قد : 71 سانتي متر - دور سر : 44 – تعداد دندان : 1 عدد (البته بعد از كلي مكافات و درد كشيدن) وضعيت تغذيه : گوش شيطون كر غذا خوب مي خوري – آب ميوه (هويج – سيب ) – گلابي رنده شده – شير موز – تخم مرغ – سوپ – آش – برنج – فرني – حريره بادام – گردوي خرد شده – آبگوشت
|
||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 12:58 توسط mamane nazanin |
|
|
امسال اولین سال تحویل و اولین سال نو و اولین عید دیدنی و اولین عیدی گرفتن را تجربه خواهی کرد . برای همین در این پست قراره عیدی هایی رو که نازنین گلم می گیره براش بنویسم : مامانی = گوشواره بابابرزگ=سکه پهلوی مامان بزرگ و بابا بزرگ = قاب عکس - جوراب شلواری مامان و بابا = النگو علی دایی = اتوی بخار (البته اسباب بازی ) - نقدی دایی مهدی و زن دایی اعظم = نقدی عمه مرضیه = عروسک زهرا (نوه عمه مرضی) = پیراهن دختر عمه منیژه = بلوز عمه حبیبه = روسری - بلوز عمه مریم - عمه صبریه - عمه جمیله = نقدی خاله = نقدی عمو محمود - پسرعمو هوشنگ - دختر عمو مینا = نقدی عمو علی - عمو باقر - پسر عمو = نقدی
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم فروردین 1386ساعت 13:16 توسط mamane nazanin |
|
|
نازي جون كارهاي جديد تري از خودش در وركنه – مثلاً اينكه وقتي آهنگ نيناش ناش مي گذارم شروع ميكنه به بالا و پايين پريدن و بدنش رو بالا و پايين مي كنه |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم فروردین 1386ساعت 12:28 توسط mamane nazanin |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من پريسا هستم مامان نازنين سادات كه خدا 18 تير 1385 اين گل بهشتي رو بهم هديه كرد. به اندازه يك دنيا دخترم رو دوست دارم و اينجا مي خوام از كارها و شيرين كاريهاش بنويسم كه شايد يادگاري باشه براي وقتي كه بزرگ شد.
از تو گلخونه دنيا - ميون اين همه گلها - قسمت ما هم چنين بود نازنين تو شدي گل ما |
|
RSS
|