![]() |
![]() |
|
| نازنینم نازنینم - حالا محتاج به اینم - لحظه ای بی تو نباشم - نذار اشکاتو ببینم |
|
سلام به همه مامانا و باباهای مهربون
موش موشکم تا حالا ۵ تا دندون درآورده - ۲ تا پایین ۳ تا بالا - دیگه اینکه هر حرفی رو که بهش می زنم خوب می فهمه و کلاْ تا اینجا گوش شیطون کر بچه حرف گوش کنی بوده . وقتی شونه اش رو می بینه سریع شروع می کنه به شونه کردن زلفاش وقتی سنجاقش رو می بینه اونو می بره طرف سرش و می خواد که اونو با دستهای کوچولوش بزنه به موهاش . پنجشنبه ای رفتیم آتلیه و دو تا عکس مامانی انداختم - خیلی ناز شدن حتماْ براتون می زارم تا ببینید . من و مامانی سخت مشغول آمادگی برای برگزاری مراسم جشن تولد نازنین هستیم انشاء الله برای روز های ۱۴ و ۱۵ تیرماه مجلس شادی و سرور برپا خواهد بود . همچنان باباجون یعنی بابابزرگش رو از همه بیشتر دوست داره و نفر بعدی بابایی جونش است که خیلی دوستشون داره ولی چند تا ؟ نمی دونم . وقتی با همیم غرق بوسش می کنم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 14:9 توسط mamane nazanin |
|
|
امروز براي چكاپ ماهانه رفيتم پيش يه آقا دكتر مهربون و خيلي خوش اخلاق وای دخمل كوچولوي مامان وقتي مي خوان ازش خون بگيرن چقدر بايد درد بكشه و جيغ و داد بكنه . دور سر : 5/45 قد: 71 آقا دكتر گفتند كه وزنت پايينه البته اين روزها خيلي بي تابي هم مي كني شايد علتش دندون درآوردنت باشه در مورد تغذيه مناسب هم آقا دكتر گفتند كه الان بايد سوپ و موز و زرده تخم مرغ اقا دكتر مهربون يه سري دارو هم داد مثلاً شربت آهن (فروس سولفات ) هر 8 ساعت – قرص اسيد فوليك كه بايد در يه قاشق آب حل كنيم : روزي يك عدد و شربت روي روزي يك قاشق . خلاصه يه رژيم پر از آهن – البته گفتند كه بايد بعد از يك ماه براي چكاب مجدد ببريمت تا نتيجه اين داروها مشخص بشه . ماماناي مهربون بياييد آرزوي سلامتي همه بچه هاي كوچولو رو از خداي بزرگ بكنيم . |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 19:40 توسط mamane nazanin |
|
|
به اطلاع کلیه دوستان و آشنایان می رساند :
جهیزیه نازی خانم تکمیل شد.
|
||
|
+ نوشته شده در
یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 11:4 توسط mamane nazanin |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 10:32 توسط mamane nazanin |
|
صبحها ساعت 6 از خواب بيدار مي شم |
||
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 11:57 توسط mamane nazanin |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من پريسا هستم مامان نازنين سادات كه خدا 18 تير 1385 اين گل بهشتي رو بهم هديه كرد. به اندازه يك دنيا دخترم رو دوست دارم و اينجا مي خوام از كارها و شيرين كاريهاش بنويسم كه شايد يادگاري باشه براي وقتي كه بزرگ شد.
از تو گلخونه دنيا - ميون اين همه گلها - قسمت ما هم چنين بود نازنين تو شدي گل ما |
|
RSS
|