![]() |
![]() |
|
| نازنینم نازنینم - حالا محتاج به اینم - لحظه ای بی تو نباشم - نذار اشکاتو ببینم |
|
پیشاپیش سالروز ولادت امام رضا (ع) را به همه مامان و باباهای مهربون و بچه های گل تبریک می گم .
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 13:58 توسط mamane nazanin |
|
|
گل گلخونه من
موش موشكم
قربون قدت
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 9:38 توسط mamane nazanin |
|
|
بالاخره با کلی ترس و لرز از اینکه نکنه تو سفر مساله پیش بیاد یا تو سرما بخوری یا تو ماشین ناراحت بشی برای اولین بار رفتیم شمال با مامانی و بابابزرگ و بابایی - روز سه شنبه ۹ صبح حرکت کردیم و ظهر رسیدیم منجیل اونجا ناهار خوردیم و یه کم تاتی تاتی کردیم و بعدش راه افتادیم به سمت رشت و بعد از ظهر هم رسیدیم بندر انزلی - از شانس تو هوا خیلی خوب بود نه سرد بود و نه گرم . تازه یه سوئیت گرم و نرم و راحت هم داشتیم . وقتی برای اولین بار اونهمه آب رو یکجا دیدی ذوق کردی و دستات رو بهم مالیدی یعنی بریم آب بازی . خلاصه که جای همه شما خالی بود به نازنین جون و ما که خیلی خوش گذشت .
|
|
+ نوشته شده در
شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 9:51 توسط mamane nazanin |
|
دخترم !
پروژه دندون درآوردنت همچنان ادامه داره به صورتی که آب از دهان خوشگللت آویزان است . وقتی یه آهنگ نی ناش ناش پخش می شه زودی دست من رو می گیری و اشاره می کنی که بلند شو با هم برقصیم دیشب نشسته بودیم و نقاشی می کشیدیم . دیدم گذاشتن عکس دست نازنین جون خالی از لطف نیست .
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 8:37 توسط mamane nazanin |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من پريسا هستم مامان نازنين سادات كه خدا 18 تير 1385 اين گل بهشتي رو بهم هديه كرد. به اندازه يك دنيا دخترم رو دوست دارم و اينجا مي خوام از كارها و شيرين كاريهاش بنويسم كه شايد يادگاري باشه براي وقتي كه بزرگ شد.
از تو گلخونه دنيا - ميون اين همه گلها - قسمت ما هم چنين بود نازنين تو شدي گل ما |
|
RSS
|