تبليغاتX
Lilypie nazanin
نازنینم نازنینم - حالا محتاج به اینم - لحظه ای بی تو نباشم - نذار اشکاتو ببینم

ای که ره بستی به زهرا در میان کوچه ها

گردنت را می شکست آنجا اگر عباس بود .

ایام فاطمیه - ایام حزن و اندوه و غم شیعیان و شهادت بانوی دو عالم دخت

 دردانه رسول اکرم (ص) بر همه دوستداران آن حضرت تسلیت باد .

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 10:2  توسط mamane nazanin | 

نازنین کم کم داره جیش گفتن رو یاد می گیره . البته پی پی رو خوب بلده و حتماْ باید بره دستشویی . اگه بشه می خوام تا آخر تابستون از پوشک بگیرمش .

دیروز در راستای همین پروژه دیدم نازنین عروسکش رو بغل کرده برده دستشویی و می گه : چیش چیش  تازه بعضی وقتها بالشش رو می زاده روپاهاش و عروسکش رو می خوابونه روش و می گه : لالا لالا دیروز هم اتوی خودش رو برداشته بود و داشت لباسهاش رو به سبک ماما اتو می کردهر وقت من می خوام اتاق ها رو جارو یا گردگیری کنم بدو بدو می آد و دستمال یا دسته جارو برقی رو می گیره و به مامی کمک می کنه . می بینید که دخترم واسه خودش داره یه کدبانو می شه . خدا رو شکر وضعیت غذا خوردنش بهتر شده و دیگه قاشق رو از دستم می گیره و می شینه و غذاش رو تا ته می خوره . (البته باید بگم چشم و گوش شیطون کر)

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 8:26  توسط mamane nazanin | 
سلام به دوستای گل و مهربونم - ممنون به خاطر احوالپرسی هاتون

از امروز حال نازنین  کمی رو به بهبوده - الحمدالله -

دیروز به توصیه خاله نیلوفر (مامان نازنین فاطمه جونی) رفتیم دکتر ناطقیان و ایشون یه سری داروهای جدید برامون تجویز کردند از جمله : سفلکسیم - امپرازول - قطره کلرور سدیم و شربت روی . شیر بدون لاکتوز و بلدین برنج و هویج . همینطور گفتند سوپی شامل : آرد برنج گوشت مرغ یا گوشت چرخ کرده - هویج - سیب زمینی و نمک فراوان تهیه کنم و به عنوان غذا به نازنین بدم .

شکر خدا از دیشب تا حالا حالش خیلی بهتر شده و کمی تونسته شیر و آب میوه بخوره و جون بگیره . البته بعد از ۸ روز متوالی اسهال و استفراغ و بدحالی . وزن نازنین هم ۳۰۰ گرم کم شده و ۷۰۰/۹ شده است .

آزرو می کنم همه نی نی ها حالشون همیشه خوبه خوب باشه . امین

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 8:49  توسط mamane nazanin | 

از بعد از ظهر روز دوشنبه ۹/۲/۸۷  استفراغ های مکرر نازنین شروع شد و تا حالا ادامه داره . هر چیزی که می خوره بدون استثنا بالا می آره  - حتی اگه یه چیکه آب خوردن باشه - همون روز بردیمش بیمارستان کودکان مفید البته مثلا قسمت اورژانس ؟؟؟؟؟؟چون تا ساعت ۳۰/۸ منتظر بودیم تا جناب دکتر متخصص تشریف بیاورند . بعدش هم کلی تو نوبت نشستیم تا به حضور آقای دکتر شرفیاب شویم . خلاصه یه قطره برای استفراغ و چند تا بسته ا - آر - اس دادند -سه شنبه شب هم اسهال كرد و دوباره براي اسهالش برديمش دكتر و آقاي دكتر كوتريموكسازول دادند و گفتند اسهال عفوني است . و بايد همان محلول ا- آر - اس و مايعات فراوان مثل دوغ رو قطع نكنيد در غير اينصورت آب بدنش كاسته مي شود و احتياج به تزريق سرم خواهد داشت .  الان نازنين در بستر بيماري خوابيده و من هم كه بايد قطعاً بالاي سرش باشم تو اداره نشستم و لحظه شماري مي كنم تا ساعت كاري تموم بشه آخه آقاي رئيس بهم مرخصي ندادند و من مجبورم دور از نازنين باشم و اين لحظات رو با نگراني سپري كنم . از دوستان عزيزم خواهش مي كنم براي نازنين مهربونم دعا كنند تا زودتر حالش خوب بشه و بتونه دوباره غذا بخوره چون از دوشنبه لب به غذا نزده .

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 8:45  توسط mamane nazanin | 
سلام به دوستان خوبم - تو این چندوقتی که ما نبودیم اتفاقات خوب و بد زیادی برامون افتاده

- روز یکشنبه۱ /۱/۸۷  ساعت ۸ شب من و نازنین داشتیم با هم بازی می کردیم اینطوری که نازنین از پشت دستهاش رو می آورد جلو و من هم از دستهاش می گرفتم و می کشیدم بالا روی کولم . که یه دفعه نمی دونم چی شد که دست نازنین درد گرفت و گریه بلندی سر داد . اون شب تا صبح طفلک دخترم دستش افتاده بود کنارش و اصلاْ نمی تونست تکون بده و هر وقت می خواست تکون بده اشکش سرازیر می شد اون شب تا صبح عذاب وجدان گرفته بودم و همش خدا خدا می کردم که نکنه دست بچه شکسته باشه و مجبور بشیم گچ بگیریم براش - اون موقع واویلا می شد . خلاصه تا صبح یه جوری سر کردیم و صبح ساعت ۹ با بابایی بردیمش پیش اکبر قصاب تعجب نکنید . این آقا مدت زمان مدیدی است که به کار شرافتمند شکسته بندی مشغول است . خلاصه این اکبر آقا در یک چشم بهم زدن دست نازنین رو که تشخیص داد در رفته با مهارت خاصی در جای خود قرار داد . و من در عین ناباوری دیدم که نازنی دستش خوب شد و دوباره می تونه تکون بده . خدا رو شکر

روزجمعه دوباره با مامانی سه تایی رفتیم شهر بازی و بازم سوار چرخ و فک و اسب و سورتمه شدیم البته وقتی نازنین رو گذاشتمش روی هزار پا دور اول رو که زد شروع کرد به گریه فکر کنم هنوز واسه اینکه تنهایی سوار وسایل بازی بشه زود باشه .

روز شنبه ۷/۱/۸۷ ساعت ۱۰ برای نازنین از دکتر مرتضوی وقت گرفته بودم . آخه نازنین چند ماهی هست که وزنش ثابت مونده و اصلاْ تغییر نمی کنه . با خودم گفتم که حتماْ آقای دکتر کلی براش آزمایش و دوا و درمون خواهد داد ولی بر خلاف انتظارم گفت که نازنی سالمه سالمه - و از نظر لاغر بودن هم به پدر و مادرش شباهت داره و نیم شه از یه چنین بچه ای انتظار داشت که چاق و چله باشه . خالصه اینکه در هنگام برگشتن از مطب دکتر من دچار گرمازدگی شدم و رفتم زیر سرم .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 8:40  توسط mamane nazanin | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
من پريسا هستم مامان نازنين سادات كه خدا 18 تير 1385 اين گل بهشتي رو بهم هديه كرد. به اندازه يك دنيا دخترم رو دوست دارم و اينجا مي خوام از كارها و شيرين كاريهاش بنويسم كه شايد يادگاري باشه براي وقتي كه بزرگ شد.
از تو گلخونه دنيا -
ميون اين همه گلها -
قسمت ما هم چنين بود
نازنين تو شدي گل ما

نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
پیوندها
محمدابراهيم جون
سارينا جون
سارينا دختري از بهشت
نرگس جون
اليانا جون
سارا جوني
هستي جون
shayegan جوني
پرنيان پوپلي
هانا جون
آنديا جون
گلهاي گلدون
عمو باربد
مهديار موش موشي
مدار صفر درجه
ملوسك جون
الهام جون (عروسك)
پريسا و پارسا
ستايش جون
ياسمين جون
مانيا و مانا
نازنين فاطمه جون - مرداد 84
ديباجون و پرند جون
پرهام جون
ايليا جون
دل آرام
يوناجون
پگاه جون و پارسا جون
پرنيان - مرداد 84
كيارش وروجك
مريم جون و آرين جون
شاپرك مامان شادونه - 2 تير 85
پري دريايي
ARASH جون و مامان آرزو
ويانا - 13/12/2005
نازنين - متولد 15 اسفند 84
شاينا - 13 آگوست 2006
نينا خانم گل
رسم زمانه
داريوش پلنگ
عكس كودكان - آقا مسعود
KHAYAM
koodakan
koodakaneh
By Blogard
دانستنيهاي پزشكي براي خانواده
روانشناسي كودك
بي ذوق
اشپزي
آپلود عكس
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان


glitter-graphics.com