![]() |
![]() |
|
| نازنینم نازنینم - حالا محتاج به اینم - لحظه ای بی تو نباشم - نذار اشکاتو ببینم |
|
سلام خدمت همه دوستای مهربونمون
نازنین دیگه به مهدش عادت کرده و حتی روزهای پنجشنبه و جمعه هم با شوق و ذوق دوست داره که بره مهدکودک به نظر شما جای تعجب نیست ؟؟؟؟؟ من می گم شاید یکی از بزرگترین دلایلش اینه که صبحها تا هر وقت که دوست داره می خوابه و وقتی بیدار می شه با بابایی می ره مهد . واسه همین عذاب زود بیدار شدن و سیر نشدن از خواب رو نمی کشه . خلاصه اینکه نازی بدجور به مهدش عادت کرده . اسم اولین مهدکودک : مهدکودک نونهالان اسم اولین مربی : هاجر اسم اولین دوست : عطیه ( مدام تو خونه راه می ره و می گه من عطیه رو دوست دارم . ) اسم اولین سریال تلویزیونی مورد علاقه : حضرت یوسف نازی از وقتی می ره مهد دچار یه نوع آلرژی شده که علائم آاون بریزش بینی و سرفه های سخت است . و مدام در حال خوردن دیفن هیدرامین و آموکسی کلاو می باشد . ولی هنوز نتونستیم بفهمیم این آلرژی به چه ماده ای است . ؟؟؟؟؟ من به خاطر ساعت کاری زیادی و حجم زیاد کارها روزی ۳ -۴ ساعت بیشتر نازگلم رو نمی بینم . اما اصلا به این وضع عادت نکردم و هر روز بیشتر از روز قبل دچار استرس و افسردگی می شم . شاید به خاطر همینه که دیگه حوصله اینکه بیام و به دوستای خوبمون سر بزنم رو ندارم . تو رو خدا برام دعا کنید تا یه فرجی بشه . ............
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت 11:52 توسط mamane nazanin |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من پريسا هستم مامان نازنين سادات كه خدا 18 تير 1385 اين گل بهشتي رو بهم هديه كرد. به اندازه يك دنيا دخترم رو دوست دارم و اينجا مي خوام از كارها و شيرين كاريهاش بنويسم كه شايد يادگاري باشه براي وقتي كه بزرگ شد.
از تو گلخونه دنيا - ميون اين همه گلها - قسمت ما هم چنين بود نازنين تو شدي گل ما |
|
RSS
|