![]() |
![]() |
|
| نازنینم نازنینم - حالا محتاج به اینم - لحظه ای بی تو نباشم - نذار اشکاتو ببینم |
|
از چند روز پیش که به نازنین گفته بودم می ریم دبی خیلی خوشحال بود . روز حرکت هم همش می گفت مامی زود باشید آماده بشید می خوایم بریم گردش .
در طول مسیر تو هواپیما کلی با هم قصه و شعر خوندیم و از این لحظات با هم بودن لذت بردیم . در طول ۴ روزی که دبی بودیم نازی دختر خوبی بود و مامی رو اذریت نکرد می دونید چرا؟ چون خانوم همش تو تخت روان (کالسکه) نشسته بود و خیلی راحت دیدش رو می زد برای همین من با خیال راحت می تونستم جاهای دیدنی دبی رو ببینم . وقتی برای استراحت می رفتیم هتل می گفت : مامی بریم دبی خلاصه اینکه ما این چند روز بهمون خیلی خوش گذشت - البته بیشتر از کنار هم بودن خوشحال بودیم - فرودگاه دبی تحسین برانگیزه . آدم وقتی با فرودگاه خودمون مقایسه می کنه از اینکه عربها اینقدر پیشرفت داشتند شرمنده می شه . وقتی تو خیابونها قدم می زنی از دیدن عظمت ساختمونها حیرت زده می شی . از مراکز خریدش هم که نگو . همه چیز رو در یک جا می شه دید و خرید کرد البته با قیمتی تقریبا برابر قیمت در ایران . ساکنین دبی هم که می شه گفت از هر ملیتی هستند . چینی - تایلندی - فیلیپینی - هندی و پاکستانی . تاکسی های دبی هم دست کمی از تاکسی های خودمون ندارند و مدام به فکر تیغ زدن هستند . در مجموع سفر خوبی بود و کلی تو روحیه مون تاثیر مثبت گذاشت .
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت 14:1 توسط mamane nazanin |
|
|
روز جمعه پس از گردگيري هاي فراوان نوبت به جارو كشيدن رسيدن . بعد از زدن جارو برقي نازي دويد جلوم و گفت :مامي خسته شدي آره ؟ بيا بخواب پيشم . و من با شنيدن اين حرف تمام خستگيهام از تنم بيرون رفت . به اين دليل كه فهميدم يكي تو اين دنيا هست كه به فكرمه . چند تا كلمه اي كه نازي اشتباه مي گه : خبار شده =خراب شده مامانوئل = بابانوئل خوله = حوله خمام = حمام بخرماييد = بفرماييد حرف – ف – رو نمي تونه تلفظ كنه . وقتي ازش مي پرسيم مامي رو بيشتر دوست داري يا بابايي رو مي گه هم مامي رو دوست دارم هم بابايي رو دوست دارم . كلا بين هيچ كس فرقي نمي زاده و تمام افراد فاميل رو دوست داره . و اينطور نيست كه بگه يكي رو دوست دارم و يكي رو دوست ندارم . البته فعلا . اون مثل فرشته ها مهربونه . هر وقت کسی می خواد از خونه بیرون بره و یا هر وقت که می خواد از مامانی و باباجی خداحافظی کنه وقتی یادش می ره ببوسدشون . میاد جلوشون می ایسته و می گه : بوس ندادیااااااا. عاشق موهای بلنده . وقتی بهش می گم اگه کنجد بخوری موهات زودتر بلند می شه . با کمال میل قبول می کنه و حسابی ارده شیره می خوره . وقتی بابایی بلند باهام صحبت می کنه نازنین زود دستش رو می زاره رو بینیش و می گه هیش سیس . و بابایی هم دیگه مجبور می شه آروم صحبت کنه . نازنین لباس مامی رو پوشیده (وقتی مامی کوچک بود این لباس رو می پوشید) - جنسهای اون دوره زمونه رو با حالا مقایسه کنید
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 13:11 توسط mamane nazanin |
|
|
نازي 12 كيلو شده . دور سر :50 قد : 92 بعد از مدتهاي مديد كه نازنين همش 10 كيلو بود و عقربه ترازو بيشتر از اون رو نشون نمي داد بالاخره بعد از اقدامات جسورانه بسيار زياد از جمله خوراندن خاويار – ارده شيره – عسل طبيعي و .... وزن نازنين بالا رفت البته فقط 2 كيلو . ولي براي من به اندازه 20 كيلو شادي بخش بود و اميدوار كننده . اين روزها نازنين قيد درس و مدرسه رو زده و كاملا ترك تحصيل كرده و صبحها مي ره پيش ماماني تا عصر و با اين اوصاف شادي رو مي شه تو چشمهاي گرد و قشنگش ديد . نازنين در حال خاله بازي با جوجوهاش
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 13:48 توسط mamane nazanin |
|
|
سلام
به همه دستای مهربونم که حال نازی رو پرسیده بودند باید بگم حالش خدا رو شکر و گوش شیطون کر خوب شده . به نظر من تشخیص اولیه دکتر در درمان هر چه سریعتر بیماری بسیار موثر است و این بار دکتر بهترین و زودترین تشخیص رو دادند و زود زود نازی خوب شد . الهی شکر بابایی به عنوان جایزه واسه اینکه نازنین دختر خوبی بوده و حرفش رو گوش می ده یه میز و صندلی خریده تا نزی بشینه روش و نقاشی بکشه . همینطور براش کتاب مخصوص رنگ کردن خریده تا با مداد شمعی هاش (که مادر یعنی مامان بابایی)براش خریده) اونا رو رنگ کنه .
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 15:26 توسط mamane nazanin |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من پريسا هستم مامان نازنين سادات كه خدا 18 تير 1385 اين گل بهشتي رو بهم هديه كرد. به اندازه يك دنيا دخترم رو دوست دارم و اينجا مي خوام از كارها و شيرين كاريهاش بنويسم كه شايد يادگاري باشه براي وقتي كه بزرگ شد.
از تو گلخونه دنيا - ميون اين همه گلها - قسمت ما هم چنين بود نازنين تو شدي گل ما |
|
RSS
|