![]() |
![]() |
|
| نازنینم نازنینم - حالا محتاج به اینم - لحظه ای بی تو نباشم - نذار اشکاتو ببینم |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیستم تیر 1388ساعت 9:40 توسط mamane nazanin |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هجدهم تیر 1388ساعت 7:0 توسط mamane nazanin |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 8:54 توسط mamane nazanin |
|
|
سلام خدمت همه دوستان و مادران عزیز و غنچه های زندگی حالا که چیزی حدود دو هفته به تولد ۳ سالگی نازنین سادات مونده احساس می کنم نازنین خیلی بزرگتر شده - همه کارهای مربوط به خودش رو به خوبی انجام می ده - هر روز صبح ساعت ۳۰/۶ بیدار می شه و بدون اینکه گریه کنه آماده می شه واسه مهد رفتن - دیگه کاملا عادت کرده به محیط مهد و هر روزی که از مهد میاد یه شعر تازه برامون می خونه - شعر های زیادی یاد گرفته از همشون قشنگ تر سرود ای ایران - ای مرز پر گهر هستش - اینقدر این سرود رو قشنگ و با لهجه بچه گونه می خونه که آدم از شنیدنش سیر نمی شه . مخصوصا شنیدن این سرود تو این حال و هوای جدید خیلی حال می ده جوری که مدام من و نازی در حال تکرارش هستیم . از نظر اخلاقی کاملا لجباز شده و اصلا به حرف گوش نمی ده . می خواد فقط حرف - حرف خودش باشه .البته فکر می کنم مقتضای سنیش اینطوری باشه . بعضی وقتها این لجبازی کردناش دیوونم می کنه اما کاریش نمی شه کرد جز صبوری - تا این مرحله سنی بگذره . |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 12:15 توسط mamane nazanin |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من پريسا هستم مامان نازنين سادات كه خدا 18 تير 1385 اين گل بهشتي رو بهم هديه كرد. به اندازه يك دنيا دخترم رو دوست دارم و اينجا مي خوام از كارها و شيرين كاريهاش بنويسم كه شايد يادگاري باشه براي وقتي كه بزرگ شد.
از تو گلخونه دنيا - ميون اين همه گلها - قسمت ما هم چنين بود نازنين تو شدي گل ما |
|
RSS
|